مرکز تخصصی درمانی خودکشی، مرکز ملی پیشگیری از خودکشی، معاونت پیشگیری و درمان خودکشی سازمان سلامت روان ایران، دکتر روانشناس خودکشی

خودکشی یکی از شایع ترین اتفاقات روان رنجوری در دنیا است که امروزه به علت های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، عاطفی، احتلالی و غیره در بین جوانان و نوجوانان شایع شده است.

همه ما همیشه نگران حال و روان عزیزانمان هستیم و وقتی میبینیم یکی از اطرافیان ما دچار گوشه گیری و یا شرایط روحی نامناسب شده، ممکن است به هر چیزی فکر کنیم به جز خودکشی.

نکته بسیار مهم در این ساختار پیچیده، عدم آگاه سازی و یا صحبت کردن در مورد خودکشی است. زیرا افرادی که به طور جدی تصمیم به پایان زندگی به دست خود دارند، هرگز راجب آن صحبت نمی کنند. اما گروهی از همین افراد که در مورد آن صحبت میکنند قالبا یا خودکشی نمی کنند و برای جلب توجه این کار را میکنند و یا دست به خودکشی های ناموفق میزنند.

  1. خانم دکتر سایناز مودت؛ روانشناس و متخصص درمانهای غیر دارویی

  2. آقای احمد اخوان عطار؛ روانشناس، مددکار اجتماعی و متخصص بازی درمانی

  3. خانم دکتر مائده عباس پور؛ روانپزشک و متخصص اعصاب و روان

نحوه پذیرش

ابتدا باید جلسات مشاوره نزد خانم دکتر مودت، آغاز شود و پس از گرفتن شرح حال کامل بیمار از نزدیک ترین افراد به وی، جلسات درمان غیر دارویی آغاز میشود. در پی آن ممکن است همزمانی جلسات بازی درمانی برای تمامی گروه های سنی به آقای دکتر احمد اخوان عطار سپرده شود تا به صورت شناختی تغییرات لازم روی مغز بیمار اتفاق بیافتد. همچنین در خلال جلسات درمانهای غیر دارویی گفته شده ممکن است به خانم دکتر مائده عباس پور ارجاع شوند تا درمان دارویی همزمان را نیز آغاز نمایند.

این پروسه فراز و فرود های کمی نسبت به جلسات تک محوری و تک متخصص دارد و نتایج مطلوبی از آن در سالهای گذشته حاصل شده است.

بیماران شهر ها و کشور های دور

نحوه و نوع تمامی مداخلات از پلن گفته شده به گونه ای است که با یک شرح حال مناسب و همراهی و مشارکت صحیح همراهان بیمار، میتواند نتایج دلخواه درمانگران را حاصل کند. از این رو در صورتی که جلسات والد محور یا همراه محور پیش برود، کلیه جلسات می تواند آنلاین و از هرجای این کره خاکی باشد.

همچنین مترجم همزمان و تسلط متخصصان ما به زبان اینگلیسی این بستر را فراهم میکند که ارتباط موثر بین بیمار و درمانگر فراهم شود. زیرا از سوی دیگر متخصصان ما سالها است که دوره های تخصصی مشاوره بین المللی را دیده اند و در 15 سال گذشته مداخلات برون مرزی بسیاری برای مراجعین و بیماران خارج از کشور داشته اند.

کشورهایی نظیر: کانادا، آمریکا، استرالیا، فرانسه، آلمان، دانمارک، سوئد، سوئیس، اسکاتلند، عربستان سعودی، دبی، عراق، ترکیه، کره و ژاپن و نیز بسیاری کشور های دیگر.

کارشناس مربوط به هماهنگی اولیه

اگر سوالاتی دارید که باید قبل از رزو وقت با فرد کارشناس صحبت کنید میتوانید از طریق تماس در ساعت اداری 10 صبح تا 15 ظهر تماس بگیرید و یا در واتساپ برای ایشان پیام بگذارید.

09363008032

آقای مهرداد احمدی

کتاب خودکشی و درمان

مددکاری گروه های خاص

اقدام به خودکشی

راه های پیشگیری و درمان

مجموعه مقالات تخصصی گردآوری شده، مصاحبه های تخصصی

به همراه تالیف مطالب تخصصی روانشناختی به قلم:

احمد اخوان عطار

“روانشناسی و مددکاری به زبان ساده”

پیش گفتار

کلام، متن، کتاب، مقاله و هیچ ماهیت بیرونی نمی تواند احساس درست و عمیقی از خودکشی را فراهم سازد. زیرا انسان موجودی ناشناخته و متفاوت با دیگر هم نوعان خود می باشد. هر انسان فقط به روش خودش فکر میکند و این افکار با دستگاه های پیشرفته ای همچونEEG  یا QEEG قابل سنجش می باشند. اما این تفکرات و افکار قابل پیش بینی نیستند. به زبان ساده تر، انسان موجودی عجیب است که حتی نمی تواند خودش، برای افکار آینده اش پیش بینی درستی داشته باشد، زیرا عملکرد کارکردهای اجرایی مغز (14 کارکرد اجرایی) وی می باشند که برای اتفاقات بیرونی و درونی تصمیم میگیرند و از آن یک برآیند به عنوان خروجی فراهم می سازند.

حال به این موضوع اینگونه باید نگاه کنیم که افراد دارای بیماری ها و اختلالات خاص را بیش از عموم جامعه در معرض رفتارهای نامتعارف و غیر معمول باید ببینیم و برای مراقبت از آنها باید اصولی را بیاموزیم تا پیشگیری های لازم در این خصوص را فراهم سازیم.

در بخش های مختلف این کتابچه، به طور دقیق و کامل به آن میپردازیم تا شما به عنوان یک متخصص در علوم حرف یاورانه بتوانید مداخلات تخصصی بیاموزید و اگر از علاقمندان مطالعات عمومی هستید به زبان ساده آن را درک کنید و در امر پیشگیری بتوانید همراه و یاور خوبی برای سازمانهای مردم نهاد، متخصصان و کارشناسان این امر قرار بگیرید.

زندگی همچون قایقی است بر دریای بی کران، که با وجود آرامش آن در هر لحظه اتفاقات عجیب و حتی طوفان را می تواند در پی داشته باشد.

کلام پایانی:

بسیاری از افراد معروف و مشهور دنیا که اقدام به خودکشی موفق داشته اند، چند ساعت قبل در حضور اجتماعی خود، چهره ای بشاش، لبخندی عمیق و رفتاری عادی داشتند. این نشان دهنده آن است که هرگز نمیتوانیم از طریق زبان بدن، رفتار و احساسات انسانها دقایقی بعد را پیش بینی نمائیم. حال در این مجموعه به اختلالات تاثیر گذار بر خودکشی می پردازیم.

مقدمه

خودکشی[1]  که به صورت موفق یا ناموفق گفته می شود، عملی عمدی است که باعث مرگ فرد به دست خودش می‌شود. سالیانه حدود ۸۰۰٬۰۰۰ نفر تا یک میلیون نفر بر اثر خودکشی می‌میرند، و این امر دهمین علت اصلی مرگ در سراسر جهان است. میزان این کار در مردان بالاتر از زنان بوده و احتمال خودکشی مردان سه تا چهار برابر بیشتر از زنان است. تخمین زده می‌شود که هر سال ۱۰ تا ۲۰ میلیون اقدام به خودکشی غیرکشنده رخ می‌دهد. اقدام به این کار در جوانان و زنان شایع‌تر است.

دیدگاه‌های مربوط به خودکشی تحت تأثیر درون‌مایه‌های زیستی متنوعی نظیر مذهب، افتخار و معنای زندگی قرار دارد. ادیان ابراهیمی به‌طور سنتی خودکشی را وهن[2] خداوند تلقی می‌کنند. خودکشی در فرهنگ اسلامی به معنای عقب‌نشینی از نیل به‌غایت کمال و سقوط به وادی حسرت و ناکامی و شقاوت ابدی در جهنم است. بر پایه خداشناسی کلیسای کاتولیک، خودکشی از نظر عقلی گناه محسوب می‌شود. در یهودیت خودکشی امری مذموم است و جسد فرد خودکش را بی‌آنکه برایش مراسم ویژه‌ای اجرا شود، در آرامگاهی جدا از دیگر افراد دفن می‌کنند.

در طول دوران سامورایی در ژاپن، سپوکو به‌ عنوان جبران شکست یا نوعی اعتراض شمرده می‌شد. رسم ساتی، که در حال حاضر عملی غیرقانونی در مراسم تشییع جنازه هندیان است، این انتظار را مطرح می‌کرد که زن بیوه دست به قربانی کردن خود بزند و برای این کار خود را خواسته یا ناخواسته و تحت فشار خانواده و جامعه، بر روی تل هیزم مراسم تشییع جنازه شوهرش بیندازد.

خودکشی شامل گونه‌های دیگری نیز هست که در آن فرد، صرفاً از سر بیماری روانی یا نامیدی و احساس شکست اقدام به گرفتن جان خود یا دیگران نمی‌کند؛ بلکه ممکن است فرد مورد شستشوی مغزی توسط افراد سودجو و با وعده‌های توخالی قرار گیرد و دست به خودکشی آگاهانه برای رسیدن به اهدافی نامشخص بزند. گاهی فرد با کشتن خود در واقع می‌خواهد اعتراضش به موضوعی را به شدیدترین حالت بیان کند. گاهی فرد، برای اهداف نظامی اقدام به خودکشی یا خود-دیگرکشی می‌نماید. نمونه این گونه رفتار را می‌توان در کامیکازی‌های ژاپنی مشاهده کرد.

[1] Suicide

[2] گناه یا معصیت در ادیان ابراهیمی به معنای نقض اراده و قانون خداوند است و در اصطلاح مذهبی به معنی سرپیچی از فرمان خداوند است. به باور پیروان گروهی از ادیان، انسان جزای گناه را یا در این جهان و یا در دو جهان (این جهان و جهان آخرت )می‌بیند.

 

قوانین

  • قوانین ایران پیرامون خودکشی یا ترقیب فرد به خودکشی:

معاونت در خودکشی زمانی که به حد «سببیت» برسد جرم شناخته می‌شود (مثلاً فرد از نا آگاهی کسی سوء استفاده کند و موجب مرگ او به دست خودش شود)، در این حالت معاونت در خودکشی، قتل عمد دانسته می‌شود. معاونت در خودکشی همچنین در بند دوم ماده  ۱۵ قانون جرایم رایانه‌ای، مصوب ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ خورشیدی، جرم دانسته شده‌است. این ماده به ترغیب، تحریک، دعوت، تسهیل شیوه ارتکاب، و آموزش خودکشی از طریق سامانه‌های رایانه‌ای و مخابراتی اشاره دارد و برای این اعمال، محکومیت ۹۱ روزه تا یک ساله، یا جزای نقدی ۵ میلیون ریالی تا ۲۰ میلیون ریالی، یا هر دو را معین کرده ‌است.

خودکشی هم در ادیان ابراهیمی(دین اسلام، دین مسیحیت، دین یهودیت)  و هم در ادیان هندی (آیین هندو، آیین جین، آیین بودا) مورد نکوهش قرار گرفته‌است و دید منفی نسبت به آن وجود دارد.

ادیان ابراهیمی به‌طور سنتی خودکشی را گناه تلقی می‌کنند که دلیل این مسئله اعتقاد به تقدس زندگی است. خودکشی در فرهنگ اسلامی به معنای عقب‌نشینی از نیل به‌غایت کمال و سقوط به وادی شقاوت ابدی و درنتیجه، گرفتار آمدن به عقوبت جهنم است. در یهودیت خودکشی امری مذموم است و جسد فرد خودکش را بی‌آنکه برایش مراسم ویژه‌ای اجرا شود، در آرامگاهی جدا از دیگر افراد دفن می‌کنند. در این دین از هر وسیله بهره گرفته می‌شود تا خودکشی مورد بخشش واقع شود؛ بنابراین معتقدند که یا فرد خودکش اصلاً به سبب همین ارتکاب عمل خودکشی ثابت می‌کند که عقلش را از دست داده و در آن لحظه نمی‌توانسته درست بی‌اندیشد و از همین روی باید گناهش بخشیده شود، یا اینکه فرد خودکش خود پیش از انجام عمل خودکشی از کردارش به شدت پشیمان بوده اما دیگر دیر شده بوده‌است.  بر پایه خداشناسی کلیسای کاتولیک، خودکشی از نظر عقلی گناه محسوب می‌شود و نقض یکی از ده فرمان است که می‌گوید: “کسی را مکشید” . با این حال بزرگی این گناه و شدت آن بسته به شرایط ممکن است کم و زیاد باشد. در رساله توضیح ‌المسائل کلیسای کاتولیک، پاراگراف ۲۲۸۳ آمده‌است: «ما نمی‌بایست از نجات ابدی روح کسی که جان خود را گرفته ناامید شویم. پروردگار آن گونه که خود می‌داند، می‌تواند این فرصت شفابخش را به فردی که از کرده‌اش پشیمان است بدهد. کلیسا برای خودکش‌ها دعا می‌کند.» همچنین پاراگراف ۲۲۸۲ اشاره می‌کند که: «رنج جان کندن جسم، زجر ناشی از تحمل سختی‌ها، و نیز فشارها و شکنجه‌هایی که فرد به سبب گرفتن جان خود تحمل کرده در کاهش عذاب گناهی که مرتکب شده تأثیر دارند.» در گذشته کلیسای کاتولیک برای خودکش‌ها مراسم تدفین کاتولیکی و عزاداری دسته‌جمعی اجرا نمی‌کرد. اما اکنون این چنین نیست. بیش‌تر پروتستان‌ها بدین باورند و از همین روی معتقدند که فرد خودکش از آنجا که نمی‌تواند در دنیا به رستگاری برسد، بنابراین با مرگش این فرصت را از خود سلب کرده‌است؛ بنابراین گناه خودکشی نه به سبب خود این عمل، که به سبب امتناع از پذیرش فرصت نجات صورت گرفته‌است. کلیسای ارتدکس شرقی بر این باور است که خودکشی یعنی امتناع از پذیرش هدیه خداوند که همانا جسم و زندگی این دنیایی است؛ بنابراین این عمل ناشی از ناامیدی و نقض‌کننده فرمان ششم یعنی «کسی را مکشید» (ده فرمان) و در نتیجه گناه محسوب می‌شود.

تعریف خودکشی

  • تعریف خودکشی

خودکشی در فرهنگ‌های فارسی چون معین، دهخدا و عمید، به صورت «خود را به وسیله‌ای کشتن»، «انتحار»، و «خودکشی کردن» معنا شده‌است.

مفهوم خودکشی در فرهنگ معاصر به صورت: «خاتمه دادن عمدی به زندگی به میل خود و به دست خود» آمده‌است. تاریخ دقیق نخستین مورد استفاده از واژه  خودکشی مشخص نیست. واژه‌نامه  انگلیسی آکسفورد نخستین مورد استفاده از این واژه را به وسیله  والتر چارلتن در ۱۶۵۱ میلادی دانسته‌است.  ظاهراً واژه  خودکشی نخستین بار در ۱۷۳۷ میلادی توسط دفونتن در زبان فرانسه استفاده شده‌است. بعدها در ۱۷۶۲ میلادی آکادمی علوم فرانسه این اصطلاح را پذیرفته‌است. اسلامی‌نسب خودکشی را ترجمه  مناسبی برای این واژه می‌داند چرا که suicide از دو واژه  لاتین sui به معنای خود و cide به معنای کشتن تشکیل شده‌است.

  • خودکشی از نگاه جامعه شناسی:

نخستین تحلیل مشهور جامعه‌شناختی از خودکشی توسط امیل دورکیم، جامعه‌شناس فرانسوی ارائه شده‌است. تعریفی که دورکیم در ۱۸۹۷ میلادی ارایه کرده چنین است: «هر نوع مرگی که نتیجه مستقیم یا غیرمستقیم کردار مثبت یا منفی خود قربانی باشد که پیشاپیش از نتیجه عمل خود آگاه بوده‌است. دورکیم در بررسی سبب‌های خودکشی چهار نوع خودکشی را بیان کرده که هر چهار مورد به نوعی به رابطه فرد با جامعه مربوطند: ۱- خودکشی خودخواهانه، که در شرایط فردگرایانه و جدایی از جامعه روی می‌دهد. ۲- خودکشی دگرخواهانه، که زمانی روی می‌دهد که شخص وابستگی زیادی به جامعه داشته باشد. ۳- خودکشی هرج‌ومرج‌گرایانه، که ناشی از نابسامانی، آشفتگی، و بی‌قانونی جامعه است (دورکیم از اصطلاح آنومی برای بیان این وضعیت جامعه استفاده می‌کند). ۴- خودکشی تقدیرگرایانه، که زمانی روی می‌دهد که اراده‌ها، عواطف، و انگیزه‌های اعضای جامعه زیر کنترل شدید جامعه باشند.

  • خودکشی از نگاه روانشناختی:

در اواخر سده  نوزدهم میلادی، زیگموند فروید نخستین دیدگاه روان‌شناختی را درباره خودکشی ارائه کرد. او خودکشی را «نهایت خشم معطوف به خود، ناشی از ناخودآگاه فردی» دانست. فروید غریزه‌ها را به دو دسته مرگ) تاناتوس( و زندگی (اروس) تقسیم کرد. به باور او غریزه مرگ بلافاصله پس از زایش آغاز می‌شود و تمایل به بازگشت دارد. این غریزه موجب نیستی، کینه، و انهدام نسل می‌شود، برعکس غریزه  زندگی که موجب دوستی، عشق، و تولید نسل می‌گردد. فروید به تدریج نظریه  غریزه  مرگ خود را که در تضاد با لیبیدو بود، کامل کرد.

استنگل نخستین کسی است که میان خودکشی و قصد خودکشی از نظر روانشناسی تفاوت قائل می‌شود. او پس از پژوهش‌هایی، در ۱۹۶۰ میلادی یک واحد روان‌شناسی مستقل را به تمایل به خودکشی اختصاص داده‌است. پژوهش‌های روان‌شناسان نشان داده‌است که برخلاف خودکشی، قصد خودکشی، دارای هدف‌هایی به‌جز  «نابودی خویش » است. کیرال، چهار هدف را برای قصد خودکشی ارائه کرده‌است: ۱- دعوت و خطاب یا تقاضای کمک و حمایت؛ ۲- واکنش در مقابل یک مصیبت، فاجعه، و بلای ناگهانی؛ ۳- سوء استفاده و تهدید شخصی دیگر و ۴- فرار و گریز از موقعیت دشوار. اسلامی‌نسب، پنج مورد افکار خودکشی، تهدید به خودکشی، ژست خودکشانه آسیب به خود، (اقدام به خودکشی  خودکشی ناموفق ، و خودکشی موفق) را زیر عنوان رفتار خودکشانه جای داده‌ است.

در دهه  ۱۹۶۰ میلادی واژه  خودکشی‌شناسی معرفی شد و رواج یافت. این واژه پیشتر در سال ۱۹۲۹ میلادی توسط دانشمند هلندی به نام بونگر استفاده شده بود. خودکشی‌شناسی به معنای مطالعه  علمی پدیده  خودکشی است.

علت های خودکشی

  • علت های روانشناختی خودکشی

علل خودکشی در انسانها، همچون اثر انگشت هر فرد و اندازه تمام انسان‌ها گسترده است و هر کس دلیل یا دلایل خاص خود را برای رهایی از مشکلات بدون پاسخ دارد. این سؤال همیشه به وجود می‌آید که یک فرد به چه نقطه‌ای از رنج و عذاب می‌رسد که هم جرات و هم قصد پایان دادن ارادی به زندگی خود یعنی خودکشی را پیدا می‌کند. در اتفاقی همچون خودکشی، ثروتمند و فقیر، کارگر و کارفرما، پیر و جوان، همه و همه گاهی ممکن است به مرحله خودکشی برسند. اما علت خودکشی هر چه که باشد، همیشه منجر به وقوع خودکشی نمی‌شود و به این ساختار خودکشی ناموفق میگویند.

گاهی باید با جرات گفت؛ خودکشی انفرادی‌ترین تصمیم زندگی انسان است. در خودکشی فرد به جایی می‌رسد که دیگر زندگی در این دنیا را نمی‌خواهد و یا در جستجوی آرمانی متفاوت و یا بهتر یا به دنبال پایان مشکلات زندگی خود است. نکته‌ای که در تمام این افراد بارز است، خسته شدن از زندگی و ناتوانی در تحمل شرایط است. دلایلی که  فرد را از زندگی خسته می‌کند و یا نمی تواند مشکلات خود را حل کند؛ در نتیجه اقدام به خودکشی می‌کند در این پژوهش و گردآوری توضیح داده میشود.

  1. نداشتن مهارت سازگاری : به دلیل ناتوانی در مقابله با شرایط و اتفاقات آسیب زا، ممکن است افراد خود را بازنده فرض کنند و تصمیم به خودکشی بگیرند. به دلیل ضعف تربیتی والدین و سیستم غلط آموزشی، کودکان در سنین پایین مهارت‌های مقابله ای، مهارت های سازگاری و مهارت‌های زندگی را نمی آموزند و در شرایط سخت نمیتوانند تصمیم درست بگیرند و اقدام به خودکشی می کنند.

اختلالات روانی: بروز اختلالات روانی و یا داشتن سابقه وراثتی اختلالاتی مثل: افسردگی، دوقطبی، جنون آنی، اضطرابی و … یکی از علل اصلی خودکشی است. به دلیل ناآگاهی افراد از شکل بروز بیماری‌های خلقی، معمولا زمان مناسب برای درمان را از دست می‌دهند و یا اصلا برای درمان اقدام نمی کنند. بیماری‌های روحی مثل بیماری‌های جسمی درد ندارد و با پرخاشگری، بی حوصلگی، خواب نامناسب، غمگینی، انزوا و … خود را نشان می‌دهد. واکنش دیگران به این رفتارها حتی توهین آمیز و سرکوب کننده می‌باشد، اما در مقابل دردهای جسمی اکثرا ترحم و توجه دریافت می‌شود.

1 - افسردگی

  • افسردگی:

مهمترین عامل اختلالات ارتباطی و حل مسئله می باشد. افسردگی به تنهایی یک اختلال شایع محسوب میشود. اما افسردگی های دوره ای میتواند در کنار دیگر نشانگان روانشناختی علایم اختلالات دیگری همچون اسکیزوفرنیا و غیره باشد. کلمه «افسردگی» را این روزها زیاد می‌شنویم، انگار که بخشی از زندگی مدرن شده باشد. افسردگی روی فکر، عمل و احساسات تأثیرات مخربی می‌گذارد. طبق آمار سازمان بهداشت جهانی ۳۵۰ میلیون نفر در دنیا از اختلال افسردگی رنج می‌برند. در تعریف آن میتوان گفت: غمگین بودن طولانی‌ مدت، بی‌علاقه‌گی به اموری که قبلا‌ً دوستشان داشتیم، کاهش تمرکز، خستگی بیش‌ از حد و حالت‌هایی از این دست، می‌توانند نشانه‌های افسردگی باشند. این بیماری، احساسات و افکار و رفتار ما را عوض می‌کند. افسردگی می‌تواند با مشکلات هیجانی و جسمی همراه باشد. اختلال افسردگی یک ضعف نیست که با چند روز مراقبت برطرف شود بلکه پیگیری و درمان طولانی مدت، مراقبت و پایش مداوم می‌خواهد.

  • مهم‌ترین نشانه‌های افسردگی:

* احساس غم، پوچی و ناامیدی * از کوره در رفتن و رنجیدن از مسائل پیش‌پا افتاده * بی‌علاقه‌گی و بی‌میلی به کارهایی که قبلاً برایمان جالب بوده است. * اختلال خواب (کم‌خوابی یا زیاد خوابیدن) * احساس خستگی یا کمبود انرژی حتی بدون انجام کار سنگین * تغییرات شدید در اشتها و وزن (کم و زیاد شدن اشتها بدون دلیل و یا چاقی و لاغری‌ ناگهانی) * اضطراب و بی‌قراری * عذاب وجدان یا احساس گناه برای کارهای کوچک گذشته * کاهش تمرکز، کم شدن قدرت حل مساله * کاهش قدرت تصمیم‌گیری * فکر کردن به مرگ و خودکشی * دردهای جسمی بدون دلیل مشخص

 

2 - اضطراب

  • اضطراب:

واژه اضطراب در روان‌شناسی بالینی مقام خاصی دارد و مکرر مورد استفاده قرار می‌گیرد زیرا بدون تردید در اغلب ناهنجاریهای روانی اضطراب نقش مهمی ایفا می‌کند. اضطراب یک احساس رنج آور است با موقعیتی ضربه آمیز کنونی یا انتظار خبری که به شیئی نا معین وابسته است. مسلتزم مفهوم تهدید یا نا امنی است که در افراد مختلف به گونه‌های متفاوت بیان می‌شود. به عنوان مثال پاره‌ای از بیماران مضطرب علایم آشکار فیزیولوژیکی را نشان می‌دهند بی‌آنکه از حالات هیجانی شاکی باشند و بالعکس پاره‌ای دیگر به برانگیختگیهای هیجانی اشاره دارند. این مقاله به بررسی اجمالی آنها می‌پردازد. عوامل فرهنگی ـ اجتماعی را مورد بررسی قرار می‌دهد و راهکارهای عملی در جهت برخورد با این اختلال رفتاری را ارائه می‌دهد. برخی از افراد، اضطرابی هستند، یعنی از بدو تولد به دلایل مختلف دوران جنینی، دوره شیرخوارگی، نحوه تولد، اتفاقات دوره رشد جسمی-حرکتی، دوران رشد شناختی و غیره اضطراب را همراه خود دارند. اضطراب همیشه قالب درونی دارد، یعنی یک فرآیند ذهنی به همراه اتفاقات فرزیولوژیک می باشد. اضطراب یکی از مهمترین علت های کاهش توجه-تمرکز و نیز کاهش حل مسئله میباشد. مغز انسان به صورت شناختی کارکردهای اجرایی بسیار مهمی را به همراه دارد و نتیجه رفتار هر فرد بر اساس کارکردهای اجرایی مغز او نمایش داده می شود. اضطراب یکی از مهمترین اختلالاتی است که ساختار کارکردهای اجرایی را دچار تنش یا بد کارکردی می کند.

اضطراب بخشی از زندگی هر انسانی است. و در حد اعتدال پاسخی سازش یافته تلقی می‌شود به گونه‌ای که می‌توان گفت: اگر اضطراب نبود، همة ما پشت میزهایمان به خواب می‌رفتیم. اضطراب است که ما را به تلاش وا می‌دارد . همة قدمهایی که انسان را به جلو می‌برد و همة کشفهای علمی، هنری و ادبی بر اساس اضطراب انجام می‌گیرد. فقدان اضطراب ما را با مشکلات و خطرات قابل ملاحظه‌ای مواجه می‌کند؛ زیرا با وجود اضطراب است که برای معاینه‌ای کلی به پزشک مراجعه می‌کنیم و در یک جادة لغزنده با احتیاط رانندگی می‌کنیم و زندگی طولانی تر، سازنده‌تر و بارورتری خواهیم داشت.

بنابراین اضطراب یکی از مؤلفه‌های ساختار شخصیت وی را تشکیل می‌دهد و از این زاویه است که پاره‌ای از اضطرابهای دوران کودکی، نوجوانی و جوانی را می‌توان بهنجار دانست و تأثیر مثبت آنها را بر فرآیند تحول، پذیرفت؛ چرا که این فرصت را برای افراد فراهم می‌آورد تا مکانیزمهای سازشی خود را برای مواجهه با منابع تنیدگی‌زا و اضطراب‌انگیز گسترش دهند. به عبارت دیگر می‌توان گفت اضطراب در پاره‌ای از مواقع، سازندگی و خلاقیت را در فرد ایجاد می‌کند و امکان تجسم و سلطه بر آنها را فراهم می‌آورد و یا اینکه وی را بر می‌انگیزد تا بطور جدی با مسؤولیت مهمی مانند آماده شدن برای امتحان یا پذیرفتن وظیفة اجتماعی مواجه شود. اما گاهی اضطراب مزمن و مداوم می‌شود که در اینصورت نه تنها نمی‌توان پاسخ را سازش یافته دانست بلکه باید آن‌را منبع شکست،سازش نایافتگی و استیصال گسترده‌ای تلقی کرد که فرد را از بخش عمده امکاناتش محروم می‌کند.

  • تعاریف متفاوت درباره اضطراب:

الف) اضطراب ، عموماً یک انتظار به ستوه آورنده است که ممکن است در تنشی گسترده و موحش و اغلب بی‌نام، اتفاق افتد. این حالت که به شکل احساس و تجربه‌های کنونی مانند هر اغتشاش هیجانی در دو سطح همبستة روانی و بدنی در فرد پدید می‌آید، ممکن است به یک تهدید عینی «اضطراب‌آور» (تهدید مستقیم یا غیر مستقیم مرگ، حادثة‌شوم شخصی یا مجازات) نیز وابسته باشد.(لافون، 1973)

ب) ناراحتی روانی و بدنی که بر اثر ترسی مبهم و احساس نا امنی و تیره‌روزی در فرد به ‌وجود می‌آید. (پیه رون، 1985 (

ج) اضطراب حالت هیجانی توأم با هشیاری مستقیم نسبت به بی‌معنایی، نقص و نابسامانی جهانی است‌ که در آن زندگی می‌کنیم. (ربر، 1985(

د ) نگرانی پیشاپیش نسبت به خطرها یا بدبختی های آینده ، توأم با احساس بی لذتی یا نشانه‌های بدنی تنش منبع خطر پیش بینی شده می‌تواند درونی یا بیرونی‌باشد.

3 - خشم شدید

  • خشم شدید:

خشم می تواند یک واکنش طبیعی باشد که همه آن را تجربه می کنند. با این حال وقتی که باعث پرخاشگری شود، به یک مشکل تبدیل می شود. فریاد زدن و خشونت جسمی روشی برای آزادسازی خشم است و ممکن است فرد را در خانواده، دوستان و همکاران با مشکل روبرو کند. رفتار پرخاشگری ممکن است کلامی یا فیزیکی باشد. این رفتارها می توانند به طور ناگهانی و بدون هیچ دلیل مشخصی رخ دهند یا نتیجه یک وضعیت ناامید کننده باشند. در حالی که کنار آمدن با پرخاشگری دشوار است، درک اینکه فرد پرخاشگری را به طور عمدی اعمال نمی کند می تواند کمک کننده باشد.

خشم یک احساس نرمال و طبیعی است که احتمالاً همه ما حداقل در برهه ای از زندگی خود آن را احساس کرده ایم. خشم، چه در خود و چه در دیگران، می تواند کاملاً دلهره آور باشد، زیرا ممکن است خیلی ناگهانی ابراز شود. اما همچنین باعث رفتارهای بسیار غیر منطقی و غیرقابل پیش بینی نیز می شود.

خشم واکنشی فوری است که وقتی احساس خطر یا بدرفتاری می کنیم بروز می کند. تهدیدها می تواند انواع مختلفی داشته باشد و فقط جسمی نباشد (مانند تعرض). تهدیدهای مالی مانند از دست دادن شغل نیز می تواند موجب شکل گیری خشم شود. احساس حسادت، احساس گناه و خجالت نیز می توانند پشت خشم باشند.

خشم یک وضعیت احساسی منفی است که به طور معمول با افکار خصمانه، تحریک فیزیولوژیک، رفتارهای ناسازگار و آسیب رسان همراه است. این هیجان در پاسخ به اعمالی که بی احترامی، تحقیر، تهدید یا غفلت تفسیر می شوند شکل می گیرد.

خشم و پرخاشگری، از دوران کودکی تا بزرگسالی، یکی از نشانه های بارز عدم کنترل تکانه و علت اصلی تصمیمات غلط می باشد. به زبان ساده، کنترل خشم، یک توانایی بسیار مهم و نیز وابسته به حل مسئله می باشد. افرادی که در لحظه بازخوردهای منفی و شدید از خود نشان میدهند، نمی توانند با مشکلات، خواسته های محقق نشده و حل مشکلات کنار بیایند. از این رو پس از گذشت چند سال مستعد اقدامات نامتعارف مانند خودکشی هستند.

موضوع خشم در مصرف کنندگان سوء مصرف مواد بسیار جدی و در کودکان و نوجوانان بسیار اهمیت دارد و بهتر است در این گروه ها اقدام به درمان شود.

4 - نا امیدی

  • نا امیدی:

ناامیدی یک احساس قدرتمند است که غالباً در ایجاد روحیه تاریک یا غمگین نقش دارد و ممکن است بر نحوه ادراک شخص از خود ، سایر افراد ، شرایط شخصی و حتی جهان تأثیر منفی بگذارد.

غالباً ناامیدی می تواند تأثیر بسزایی در رفتار انسان بگذارد ، زیرا منعکس کننده دیدگاه منفی فرد نسبت به آینده است.

احساس ناامیدی اغلب باعث می شود فرد علاقه خود را به موضوعات مهم ، فعالیت ها ، رویداد ها یا افراد از دست بدهد. کسی که ناامید شده باشد ، دیگر نمی تواند ارزش چیز هایی را که قبلاً مهم بودند ، درک کند. احساسات غالباً با عدم الهام و همچنین احساس ناتوانی ، درماندگی ، دل کندن ، اسارت ، افسردگی و انزوا همراه است. مطالعات بی شمار حاکی از آن است که ناامیدی با ضعف سلامت روانی ، روحی و جسمی ارتباط نزدیکی دارد.

  • علت های نا امیدی از دیدگاه روانشناسی :
  1. شكست هاي پي در پي در زندگي:

يكي از علل احساس نااميدي در زندگي، شكست و انتظار شكست مي باشد. اگر شما هميشه انتظار شكست را داشته باشيد و توانمندي هاي خود را باور نداشته باشيد، احساس خوبي در زندگي نخواهيد داشت.

  1. يكنواختي در زندگي عاملی برای نا امیدی:

انسان به صورت فطری زيبايي طلب بوده و دوست دارد با تنوع زندگي كند؛ چنانچه محيط زندگي يا فرايند زندگي يكنواخت باشد، روند تغيير و تبدّل انرژي رواني با خلل مواجه مي گردد. گاهي انسان به تغييرات اندكي در زندگي نياز دارد. مثل گردش، تفريح و يا حتي تغيير چيدمان منزل.

  1. عدم برآورده شدن نيازها:

رفع نيازها احساس لذت در زندگي را به دنبال دارد. در واقع نيازها به عنوان يكي از انگيزه هاي حياتي هستند. اگر نيازها نبودند انسان در زندگي بسياري از دلخوشي ها را از دست مي داد و خيلي از فعاليت ها را ترك مي كرد. حال اين نكته نيز حائز اهميت است كه اگر نيازها به درستي و به موقع و متناسب پاسخ داده نشوند مي تواند منجر به احساس سستي و بي حوصلگي در فرد شود.

  1. كم بودن فعاليت هاي زندگي:

ركود و نداشتن مشغله كافي در زندگي و بيكاري و داشتن ساعات زيادي كه نمي دانيم با چه فعاليت هايي آن را پر كنيم و يا پر كردن آن با فعاليت هاي غير مفيد و بي ارزش مي تواند به احساس سستي و بي حوصلگي منجر گردد.

  1. نداشتن عزت نفس و اعتماد به نفس:

اگر ارزش هاي وجودي خودتان را نشناسيد و آنها را باور نكنيد راجع به خودتان و زندگي تان احساس خوبي نخواهيد داشت. تنها انسان هايي احساس خوبي در زندگي دارند كه احساس خوبي نسبت به خودشان دارند و خودشان را به عنوان انساني خوب و كارآمد قبول دارند.

  1. شغل نامناسب:

چنانچه كاري را انجام مي دهيد كه به آن علاقه نداريد خيلي طبيعي است كه از آن احساس لذت نكنيد، و هنگامي كه مي خواهيد به كار مشغول شويد بدترين احساس را داشته باشيد، و هميشه در زندگي احساس خستگي كنيد. دو چيز در زندگي باعث نيك بختي و احساس لذت در زندگي است : يكي همسر دلخواه و مناسب و ديگري شغل متناسب و دلخواه.

 

 

  1. مناسب نبودن رشته تحصيلي:

اگر رشته تحصيلي شما مورد علاقه تان نباشد يا مطابق با استعدادهاي شما نباشد، پيشرفت چنداني در آن رشته نخواهيد داشت و تحصيل به مسئله بغرنج و عذاب آورتبديل خواهد شد.

با توجه به موارد گفته شده، ناامیدی در افرادی که تحمل باخت و حل مسئله پائین دارند، استعداد اقدام به خودکشی را بسیار افزایش میدهد.

 

5 - بیماری های جسمی

  1. بیماری های جسمی:

بسیاری از ما در دوره ای از زندگی دچار یک بیماری شدید جسمی می شویم. هم بیماری و هم درمان آن می تواند طرز فکر و احساس ما را تحت تأثیر قرار دهد. یک بیماری شدید جسمی می تواند هر گوشه از زندگی شما را تحت تأثیر قرار دهد. ارتباطات، کار، عقاید مذهبی و چگونگی روابط اجتماعی با دیگران همگی ممکن است تحت تأثیر آن بیماری قرار گیرند. بیماری شدید جسمی می تواند باعث شود ما دچار احساس غم، ترس، نگرانی یا عصبانیت شویم. احساس تنهایی و جدایی از خانواده و دوستان داریم. گاهی ممکن است صحبت کردن در مورد بیماری با نزدیکانمان مشکل باشد، چون نمی خواهیم آن ها را نگران یا ناراحت کنیم برای برخی از ما اثرات روحی یک بیماری شدید جسمی می تواند بیش از اندازه باشد. مثلاً، سرطان یا بیماری قلبی ممکن است ما را بسیار نگران و افسرده کند. این موضوع می تواند ما را از انجام کارهایی که در زندگی روزمره مان انجام می دهیم، باز دارد.

افکار دائمی نگران کننده، اغلب در مورد بیماری و درمان آن ترس از اتفاق افتادن بدترین حالت ها که به عنوان مثال بیماریمان بدتر خواهد شد یا خواهیم مرد – آگاهی بیش از حد از ضربان قلب – تپش قلب  حساس تنش و درد عضلات عدم توانایی در داشتن آرامش،  تعریق نفس کشیدن سریع  احساس سرگیجه  احساس غش  سوء هاضمه و اسهال و در نهایت ترس از عدم تحمل درد که بسیار رایج و در خصوص افراد گروه های خاص غیر قابل تحمل است.

گروه بعدی، افراد دارای معلولیتهای جسمی می باشند. این معلولیت ها، ممکن است به صورت مادر زاد باشد و یا میتواند بر اثر یک سانحه ایجاد شده باشد. اما در خصوص عدم پذیرش معلولیت، تفاوتی بین دو گروه گفته شده وجود نداشته باشد. عدم پذیرش شرایط برای افراد دارای معلولیت، بیشتر در سنین نوجوانی رخ میدهد. سنی که نوجوان به دنبال هویت خود در اجتماع میگردد و با موانع جسمی و حرکتی مواجه میگردد. از این رو اگر مشکلات احتلالی رایج همچون عدم تحمل باخت را نیز داشته باشد، دچار افسردگس شدید، نا امیدی، ناتوانی ارتباطات اجتماعیو بسیاری از این دست میگردد. پس دیگر نیاز به توضیح نیست که خودکشی در این گروه بسیار رایج و متاسفانه پیشگیری و درمان برای آنها بسیار کم است.

6 - ارتباط ناسالم

  1. ارتباط نا سالم:

رابطه عاطفی یکی از زیباترین انواع روابط در میان افراد است که عشق و دوست داشتن، از خود گذشتگی و دوستی را به خوبی به نمایش می‌گذارد.  آنچه در یک رابطه عاطفی اهمیت دارد، نحوه مدیریت رابطه و شناخت نشانه‌های سالم و ناسالم آن است. اگر به شکل منطقی به رابطه عاطفی نگاه کنیم، می‌توانیم بگوییم که هیچ رابطه عاطفی یک شبه به پایان نمی‌رسد و به هم خوردن رابطه میان دو نفر به صورت تدریجی و آرام انجام می‌گیرد. به همین دلیل توجه به نشانه‌های یک رابطه و زنگ خطرهای آن بسیار اهمیت دارد و می‌تواند اطلاعات بسیاری درباره کیفیت رابطه به ما بدهد. رابطه عاطفی تعریف ساده‌ و روشنی دارد و تقریبا معنای آن از میان واژه‌ها مشخص هستند. به احساس عشق و دوست داشتنی که میان دو نفر در یک رابطه به وجود می‌آید و آن‌ها در کنار یکدیگر به ثبات و آرامش می‌رساند، رابطه عاطفی می‌گویند.
در حقیقت رابطه عاطفی رابطه‌ای است که در آن احساسات و عواطف به مقدار زیادی دخیل هستند و از دوست داشتن سرچشمه می‌گیرند. هر فرد ممکن است در طول زندگی خود روابط عاطفی گوناگونی را تجربه کند. به این ترتیب می‌توان گفت رابطه عاطفی به چند نوع تقسیم می‌شود. مثل رابطه عاطفی میان والدین و فرزندان، رابطه عاطفی میان دو دوست، رابطه عاطفی میان فرزندان یک خانواده (خواهران و برادران) و از همه مهم‌تر رابطه عاطفی میان دو زوج، پارتنر یا همسر. در همه این روابط می‌توان رد پایی از عاطفه، عشق، صمیمیت و دوست داشتن را دید. اما آنچه بیش از همه مورد بحث است و قصد داریم نشانه‌های ناسالم بودن آن را بررسی کنیم، رابطه عاطفی میان زوج‌ها یا زن و شوهرهاست.
اشکالاتی که در رابطه عاطفی یک زوج به وجود می‌آید، می‌تواند به مرور زمان رشد کند و در یک نقطه آنقدر بزرگ شود که رابطه را به پایان برساند. به همین دلیل است که بررسی نشانه‌های روابط ناسالم عاطفی اهمیت بسیار ویژه‌ای دارد.

اکنون باید چگونگی جدا شدن از روابط نا سالم و شکست های احساسی و عاطفی این روابط را در مورد افراد مستعد شکست را بررسی کنیم.

همیشه جدایی چه قالب منطقی و دستوری از سوی درمانگران را داشته باشد و چه یک اتفاق بین دو نفر باشد، همیشه سخت و غیر قابل تحمل است. اما، در روابط نا سالم و جدایی پس از آن به طور معمول یک نفر از دو نفر دچار شکست عمیق و احساس نا امیدی و افسردگی جدی خواهد داشت و فرد مقابل آسیب های کمتری راتحمل میکند.

به زبان ساده تر، افراد دارای شخصیت های وابسته و یا دارای طرحواره های مادری و برخی دیگر از طرحواره های احساسی و کودکی همیشه در این روابط بیش از طرف مقابل آسیب می بینند.

مرکز تخصصی درمانی خودکشی “مهر”، بیش از آنکه یک مرکز درمانی باشد، موسسه ی بزرگی برای آموزشهای پیشگیرانه سطح یک می باشد و در این زمینه از تمامی پژوهشگران علوم انسانی دعوت به همکاری می نماید. زیرا ساختار عملکرد خودکشی در کل جهان به سه قسمت اختلالات، اجتماعی-فرهنگی، بدکارکردی کارکردهای اجرایی مغز، ارتباط دارد و هر پژوهش در هر نقطه از جهان میتواند راهگشای دیگر فرهنگ ها و ملیت ها باشد.

گروه های مورد پذیرش

در این مرکز درمانی گروه های زیر به دلایل طبقه بندی اجرایی پذیرش میشوند:

  1. افراد دارای یک خودکشی ناموفق
  2. افراد دارای چند خودکشی ناموفق
  3. خانواده افراد دارای خودکشی ناموفق
  4. خانواده افراد فدت شده به روش خودکشی
  5. افراد دارای افسردگی شدید و احتمال به خودکشی
  6. خانواده افراد دارای اختلالات خاص در طبقه احتمال به خودکشی

تمامی موارد بالا و چگونگی تقسیم بندی گروه های ذکر شده در قسمت های آموزش برای پیشگیری از خودکشی گفته خواهد شد.

در مطالعه این مقاله مارا دنبال کنید.

متخصصان این مرکز تخصصی